زندگی یا زندگی ؟

اولین پست رسمی من امشب کلید خورد، همونطور که از عنوان پست و این تصویر ابتدایی مشخص هست میخوام با شما در مورد فرق زندگی و زندگی از نظر خودم با شما صحبت کنم.

در ادامه مطلب دنبال کنید ... :)

خب شاید کمی گیج کننده و گنگ باشه حرفام اما حرف من اینه :
از نظر من انسان آزاد هست و آزاد باید زندگی کنه، از زندگی لذت ببره ، به دنبال کشف ذوقیاتش باشه و به اونا برسه و ... !
خب قبلا در مورد ذوقیات باهاتون حرف زدم ... ذوقیات من میتونه این فعالیت ها باشه مثل کتاب خوندن، فیلم دیدن، طراحی کردن، قدم زدن و... . خب هر شخصی این نوع فعالیت هارو برای خودش داره اما مسئله اینجاست زندگی کنیم یا زندگی ؟
به طور مثال خودمو مثال میزنم ...
زندگی هر پسر مثل من شروع میشه به مدرسه رفتن و تو دوران ما فوتبال بازی کردن تو کوچه ! البته خیلی دوم نداشت و کامپیوتر وارد زندگی ما شد
خب من هر سال باید درس می خوندن تا نمره مناسب و خوب و عالی و .. بگیرم دوران مدرسه تموم شد و کنکور دادیم و باز هم درس !
خب الان میتونم به یک نکته اشاره کنم ، درس بد نیست اما تحمیل شدنش بده ! درس از نظر من علم نیست، مدرسه ، دانشگاه داره به ما یه سری حرف رو تحمیل میکنه، حتی میشه گفت ذهن ما شرطی میشه ... اینجاست که میشه گفت خیلی از ماها اینقدر درگیر درست می شیم که فرصت اینکه به دنبال ذوقیات و استعداد هامون بریم رو از دست میدیم..! اینقدر بخونیم که چی بشه ؟ کار ؟ مدرک ؟ راستش من خودم موندم واسه چی درس می خونم !
دانشگاه چیز خاصی به من یاد نمیده ! این مسائل رو خیلی بیشتر و وسیع تر می تونم تو اینترنت و کتاب های مطالعه آزاد و گفت و گو با دوستان بدست بیارم ! از نظر کار و شغل هم ترجیح میدم با توجه به تخصصم به سمت آزادکاری (Freelance) برم حالا چه کار در خونه چه کار در شرکت ... پس چرا می خونم ؟ این فکر دقیقا 1 ساله منو درگیر خودش کرده از سالی که کنکور رو با ناموفقیتی در اولویت پنجمم قبول شدم !
فکر کنم تنها دلیلی که الان تو ذهنم باشه این باشه که مشمول خدمت اجباری نظام وظیفه نشم !
خیلی جالبه فکر کنم که واقعا استیو جابز یا مارک زوکربرگ با ترک تحصیل چقدر خوب پیشرفت کردن ، کاش تو ایران ما هم این فرصت پیش میومد ...
خب خیلی دور نشم از بحثم ، این من بودم اما خیلی ها هستند برای اینکه با جریان زندگی تند ایرانی ها همگام بشن دارن درس میخونن از جوونی از چشم هاشون و ذهنشون میزنن به زور شب ها بیدار میمونن تا نمره بیست رو بگیرن ... خب آخرش که چی ؟
البته برخی ها واقعا به درس علاقه دارن که این مسئله جداست .. !
منظورم من دسته ای بود که اشاره کردم ...
چرا میدویم تو این زندگی ؟ با عجله و پرشتاب میریم کجا ؟
چرا مردم ایران کتاب نمیخونن ؟ کتاب نیس ؟ گرونه ؟ البته گرونی رو کمی میشه حق داد ... اما اونا وقت ندارن اینقدر درگیر کار هستن که کتاب خوندن شده خاطره براشون !
چرا خیلی کم میبینیم دوتا جوون یا دو فرد عادی تویه مترو یا تاکسی به جای بحث سر اینکه فلان تکنولوژی چه مزیت هایی داره یا فلان فیلم در چه تاریخی اکران میشه یا اینکه کتاب فلان نویسنده چقدر فروش رفته ... دارن سر قیمت نون یا مسائل سوریه صحبت می کنن ؟
چرا های زیادی هست ...
اما به نظر من مردم باید تو نگرششون تغییری ایجاد کنن ... از زندگی لذت ببرن !
از زندگی تحمیلی ، شرطی دور بشن ... آزاد بشن
البته شاید من دارم کمی تخیلی حرف میزنن ... اما فکرشو بکنید میشه :) حتی در بُعد خیلی کوچیک ... خرید ماهانه یک کتاب ... دیدن ماهانه یک فیلم با نمره خوب :)
دیدن فیلم ، خوندن کتاب باعث میشه ذهنمون باز میشه ... من به این مسئله رسیدم :)

به امید روزی که نفس های همه مردم پُر از ذوق و امید و خنده باشه :)