زندگی عجیب است، همه چیز آن عجیب !

اما بیابیم برای تفسیر بیشتر و مشابهه سازی آن، فرض کنیم که دوچرخه سواری/راننده ماشین/پیاده ای در شهر هستیم.

ما از خیابان و قسمت های مختلف عبور می کنیم.

هنگامی که با ماشین رانندگی میکنیم موقع ای خیلی تند می رویم و در اوج هستیم اما به یک ماشین یا سرعت گیر می رسیم ! ممکن است به ترافیک هم بخوریم. سرعت حرکت ما موقعاً کم می شود این همان مشکلات زودگذر هستند.

یا هنگامی که حرکت می کنیم ممکن است به قسمت پایین شهر برویم برویم و کل شهر و زیبایی هایش را نبینیم و از دور شهر و چراغایش را ببینیم. این همان پستی بلندی های زندگیست ممکن است برای مدتی پایین باشیم اما ممکن هم است باز بالا بیاییم. و بلعکس چون در یک شهر زندگی میکنیم.

ممکن است وسیله ما خراب شود این مشکلات بلند مدت هست که باید برای رفع آن صبر داشته باشیم.

گاهی باید پیاده برویم ... ماشین و وسیله ای نداریم!و به این معنی که نباید مدت زیادی سریع برویم اما باید انتخاب مسیر خوبی داشته باشیم تا دیر نرسیم. اشاره به مرحله های مختلف زندگی گاهی سریع گاهی آهسته و پیوسته.

گاهی نمیتوان خیلی خوش حرکت کرد و خیلی سریع ویراژ داد و سبقت گرفت چون بلاخره جاده کوچک می شود و محدود میشویم. و بلعکس. اشاره به سخت بودن زندگی است محدود شدن ما در بازه های زمانی مختلف.

گاهی گم می شویم چاره ای جزء بازگشت به خانه نداریم. پس نمیتوان خانه را فراموش کرد. اشاره به بازگشت به خانواده یا اعتقادمان که هیچوقت فراموش نمی شوند.

ممکن است در حال حرکت با دوچرخه یا پیاده وسیله از ما دزدیده شود باید بدویم و حرکت کنیم تا آن وسیله را پس بگیریم این همان حق ماست که باید آن را بگیریم درجا، سریع بدون معطلی!

ممکنست کسی را بیابیم که گم شده باید با توجه به اطلاعاتی که از آدرس ها داریم به او کمک کنیم تا به مقصدش برسد. این همان عاطفه و حس ماست که باید در مواقع مشکلات دیگران به آن ها کمک کنیم در حد توانمان.

باز هم هنگامی که ما گم می شویم باید حرف بزنیم ... حرف ... حرف تا پیدا شویم ... پس در دنیا هم باید حرف زد حرف برای دفاع از حقمان :)

و دار آخر ما یک محدودیت کلی داریم و اون زندگی در همین شهر و کشور هست و کشور های دیگه و بازم و محدودیم :)


و ... / شما هم میتوانید مثالی در این رابطه بزنید ؟ کامنت کنید.


+ ایده نوشتن این متن و کلا برخی از جملات در خواب به من رسید یعنی دقیقا وقتی قضیه اوج گرفتن ( سرعت ) بود همان خواب داستانی من به من گفت همیشه در اوج نمیتوان ماند و ترافیک را به من نشان داد :). گاهی خواب های عجیبی میبینم ! زندگی عجیب است !